لغت نامه دهخدا
پاچه ریز. [ چ َ / چ ِ ] ( ن مف مرکب / نف مرکب ) پاچه ریز شدن یا پاچه ریز کردن؛ سخت مانده شدن و مانده کردن از بسیاری پیمودن راه.
پاچه ریز. [ چ َ / چ ِ ] ( ن مف مرکب / نف مرکب ) پاچه ریز شدن یا پاچه ریز کردن؛ سخت مانده شدن و مانده کردن از بسیاری پیمودن راه.
پاچه ریز شدن پاچه ریز کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان پاچه لک شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۹۱ نفر (۷۶خانوار) بودهاست.
💡 تپه توکه در شهرستان ازنا، بخش مرکزی، دهستان پاچه لک غربی، ۲ کیلومتری جنوب غربی روستای برجله واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۱۶۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 این روستا در دهستان پاچهلک شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۱۷ نفر (۱۴۵ خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان پاچه لک غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۹۳ نفر (۳۳ خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان پاچه لک غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۲۹ نفر (۲۱ خانوار) بودهاست.