خلع ید کردن

عبارت «خلع ید کردن» به معنای چیزی را از دست کسی درآوردن و به سلطه یا تصرف او خاتمه دادن است. این اصطلاح در لغت به صورت مرکب آمده و بیانگر سلب مالکیت یا پایان دادن به حق تصرف فرد در مال، زمین یا هر شیء دیگر است. به عبارت دیگر، خلع ید یعنی کسی که حق قانونی یا واقعی بر چیزی دارد، از تصرف آن محروم شود. در متون حقوقی و قضایی، خلع ید معمولاً با حکم دادگاه یا دستور قانونی انجام می‌گیرد تا مالکیت واقعی رعایت شود. این عمل ممکن است شامل بازگرداندن مال به صاحب اصلی یا پایان دادن به تصرف غیرقانونی باشد. در فرهنگ فارسی و لغت‌نامه دهخدا نیز همین تعریف ذکر شده و بر جنبه قانونی و عملی آن تأکید شده است. بنابراین، خلع ید کردن هم یک اصطلاح حقوقی است و هم مفهومی ساده درباره گرفتن چیزی از کسی و پایان دادن به سلطه او بر آن.

مترادف‌ها

از تصرف خارج کردن، بازپس گرفتن

متضادها

واگذاری، اعاده

لغت نامه دهخدا

خلع ید کردن. [ خ َ ع ِ ی َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را ازدست کسی درآوردن. بسلطه کسی بر چیزی خاتمه دادن.

فرهنگ فارسی

چیزی را از دست کسی در آوردن بسلطه کسی بر چیزی خاتمه دادن.

جمله سازی با خلع ید کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دادگاه پس از بررسی دقیق مدارک موجود، حکم خلع ید کردن آن شخص را صادر کرد تا حق مالکیت او بر اموال عمومی به طور کامل از بین برود.

💡 در قوانین قدیمی، پادشاه می‌توانست با حکم خلع ید کردن، تمام اختیارات و دارایی‌های اشراف نافرمان را از آن‌ها گرفته و به خزانه مملکت بازگرداند.

💡 وکیل مدافع معتقد بود که خلع ید کردن موکلش در این پرونده، اقدامی غیرقانونی و ناعادلانه است که باید در دادگاه‌های عالی به دقت مورد بررسی قرار گیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران