خلع سلاح کردن

مترادف‌ها

بی‌سلاح کردن، تسلیح‌زدایی

متضادها

مسلح کردن

لغت نامه دهخدا

خلع سلاح کردن. [ خ َ ع ِ س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) یراق چین کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). سلاح کسی را از او گرفتن. او را بی سلاح کردن.

فرهنگ فارسی

یراق چین کردن سلاح کسی را از او گرفتن.

ویکی واژه

disarmare

جمله سازی با خلع سلاح کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حرکت بعدی شوروی‌ها در سال ۱۹۴۵ انجام شد و آن حمله نیروهای کمونیست شوروی به یک مرکز کشاورزی در میانه بود. شوروی‌ها در آن‌جا سربازان ایرانی را خلع سلاح کردند. پس از آن شوروی‌ها همین کار را در نقاط دیگر آذربایجان نیز انجام دادند. در منطقهٔ دریاچه ارومیه نیروهای پیشه‌وری که از ارمنی‌ها، آشوری‌ها و کردهای کمونیست تشکیل می‌شد در جنگ خود در برابر مقاومت مردم شیعهٔ منطقه موفق نبودند و شوروی گروه نظامی تمرین‌دیده‌ای را برای سرکوب ایرانیان به ارومیه فرستاد.

💡 نیروهای عملیاتی با استفاده از تجهیزات پیشرفته موفق شدند تمام افراد مسلح را در آن منطقه جنگی به طور کامل و بدون تلفات خلع سلاح کردن.

💡 هدف اصلی این عملیات نظامی، خلع سلاح کردن تمام گروه‌های شورشی و برقراری نظم و عدالت در سراسر مرزهای حساس این کشور با کمک سازمان ملل بود.

💡 برای جلوگیری از وقوع درگیری‌های خونین در میان گروه‌های مختلف، تلاش‌های دیپلماتیک زیادی صورت گرفت تا آن‌ها را به سمت خلع سلاح کردن سلاح‌های خود سوق دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران