خط کشی کردن
مترادفها
مرزبندی کردن، مشخص کردن، تعیین محدوده
لغت نامه دهخدا
خطکشی کردن. [ خ َ ک َ / ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ترسیم خط. خط کشیدن. کشیدن خط. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
ترسیم خط خط کشیدن
جمله سازی با خط کشی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وسایل آموزشی جهت دورهٔ حرف آموزی کتاب فارسی مخصوص پایهٔ اول ابتدایی، جدول حروف الفبا و تابلو کلاس که خط کشی شدهاست.
💡 جای پارک را میتوان در پارکینگهای طبقاتی، در پارکینگ عمومی یا در یک شهر و خیابان مشاهده کرد. جای پارک عموماً با مشخص کردن آن روی زمین و از طریق خط کشی مشخص میشود. خودرو متناسب با فضا یا طراحی پارکینگ، به صورت پارکینگ موازی، عمودی یا زاویه دار در جای پارک توقف میکند.
💡 در ابتدای سال تحصیلی و آغاز دوره ی آمادگی، آموزگار تابلو کلاس را با استفاده از رنگ یا ماژیک خط کشی میکند. این خطوط به آموزگار و دانش آموزان اجازه میدهد که تمرین زیرنویس لوحهها و بعدها شکل حروف مختلف را به شکلی صحیح بنویسند.
💡 هر چند تونل احداث شده اما نقطه ضعف های فراوانی دارد که هنوز درست نشده از جمله عدم نصب جت فن تهویه هوا برای تونل , عدم خط کشی و عدم نصب تابلو اعلائم راهنمایی رانندگی عدم نصب نیوجرسی و گاردریل , عدم شن ریزی و ایمنی شانه خاکی جاده و ساخته نشدن یک کیلومتر از ابتدای جاده دسترسی به تونل از جمله مواردی است که هنوز تکمیل نشده است.
💡 خورده ام از بس که خون دل ز جام زندگی گر به خاکم خط کشی، خوناب می آید برون
💡 خط کشی معابر به هر نوع علائم قراردادی و رسمی گفته میشود که بر روی سطح جاده ها، خیابانها و سایر معابر ترسیم یا نصب میشوند تا اطلاعاتی در مورد مسیر و رانندگی ارائه دهند. همچنین خط کشی ممکن است در گاراژها، پارکینگ ها و سایر مراکز محل تردد خودرو و وسایط نقلیه نیز صورت گیرد.