لغت نامه دهخدا
سوا کردن. [ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جدا کردن. انتخاب کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
سوا کردن. [ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جدا کردن. انتخاب کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جدا کردن انتخاب کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واژهٔ تریاژ از فعل فرانسویِ «تریه» (trier) بهمعنی جدا کردن و سوا کردن مشتق شده و به زمانی برمیگردد که در جنگ، بیماران بدحال را از کسانی که میتوانستند به نبرد بازگردند جدا میکردند.