لغت نامه دهخدا
خط چشم موری. [ خ َطْ طِ چ َ / چ ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خط بسیار خرد و باریک. ( آنندراج ):
ترشرویی از مه خط چشم موری می کشم
توتیای غوره از چشم صبوری می کشم.تأثیر ( از آنندراج ).
خط چشم موری. [ خ َطْ طِ چ َ / چ ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خط بسیار خرد و باریک. ( آنندراج ):
ترشرویی از مه خط چشم موری می کشم
توتیای غوره از چشم صبوری می کشم.تأثیر ( از آنندراج ).
خط بسیار خرد و باریک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خط چشم نوعی آرایش برای چشم است. دور چشم را خط چشم میکشند تا بر زیبایی آن بیفزایند.
💡 این نوع خط چشم به صورت پالت های تکی سایه چشم هستند که برای آرایشگران کاربردی بیشتری دارند. همچنین خط چشم های سنگی مقرون به صرفه هستند.
💡 خط چشم مایع جزو اولین خط چشم های بازار است که هر فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی آن را دارد که البته استاده از آن مهارت بالایی می خواهد.
💡 او در دبیرستان هایلند تحصیل کرد درحالی که به دلیل پوشیدن لباس های گشاد، کشیدن خط چشم و گوش دادن به موسیقی های عجیب به طور مداوم مورد آزار و اذیت قرار میگرفت.
💡 و اما خط چشم های ژلهای با موم مخصوص ساخته می شوند به همین دلیل ضدآب و دارای ماندگاری بالایی هستند.
💡 برندارد وقت خط چشم از عذار گلرخان هر که در ابر تنک دیده است سیر ماه را