لغت نامه دهخدا
( خطلبة ) خطلبة. [ خ َ ل َ ب َ ] ( ع اِمص ) بسیاری سخن و اختلاط آن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
( خطلبة ) خطلبة. [ خ َ ل َ ب َ ] ( ع اِمص ) بسیاری سخن و اختلاط آن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
{margin line, margin of safety line} [حمل ونقل دریایی] خطی فرضی در امتداد طولی شناور برای محاسبات مربوط به طول آب گرفتگی شناور باتوجه به بخش های مختلف آن که معمولاً هفت و نیم سانتی متر پایین تر از سطح فوقانی دیوارۀ مام عرشه در نظر گرفته می شود
خطی فرضی در امتداد طولی شناور برای محاسبات مربوط به طول آبگرفتگی شناور باتوجهبه بخشهای مختلف آن که معمولاً هفتونیم سانتیمتر پایینتر از سطح فوقانی دیوارۀ مامعرشه در نظر گرفته میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در عوض بر عهده می گیرم که هرگز لبه ی شمشیرت نرسد و هرگزت سایه ی زندان بر سر نیفتد و هرگز تهیدستی بخانه ات گام ننهد.
💡 مقطعهایی که از صفحات لبه دار تشکیل شدهاند، پس از کمانش، همچنان قادر به تحمل بارگذاری در گوشههای لبههای خود هستند، اصطلاح لهیدگی به شکست کل مقطع گفته میشود.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است میتوان به لبه فردا، ماتریکس، من افسانهام، ۱۳ ساعت: سربازان مخفی بنغازی و شکستناپذیر اشاره نمود.
💡 برای انجام انواع مختلف کارهای تراشکاری رندههای متفاوتی که لبه برنده آنها فرم متناسبی با نوع آن کار داشته باشد وجود دارند.
💡 چاروق: کفش مشترک مردان وزنان است جنس این کفش از چرم گاو و گاومیش یا نمد است که کمی بزرگتر از پا و لبه آن چین کش است.