خط بر سر کشیدن
مترادفها
خط کشیدن
لغت نامه دهخدا
خط بر سر کشیدن. [ خ َ ب َ س َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از بعیب و خطا منسوب کردن. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با خط بر سر کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خط بر زمین کش، از هوس خام صبرکن دیوار اعتبار شود تا کجا بلند
💡 چه عقل و دانش و هوشیست بر کمال مرا که ی برد دگر آن خط برون ز حال مرا
💡 ایمن ز کجروان نتوان شد به هیچ حال خط بر زمین ز رفتن خود مار میکشد
💡 گفت شاهنشه جرااش کم کنید ور بجنگد نامش از خط بر زنید
💡 از ابر خط برون آ وز خال و عم جدا شو تا مه ز طلعت تو هر شام فال گیرد