لغت نامه دهخدا
( خط بر آب ) خط بر آب. [ خ َ ب َ ] ( ص مرکب ) ناپدیدار. تباه. ( از حاشیه دیوان منوچهری چ دبیرسیاقی ):
هست با خط تو خط چینیان چون خط بر آب
هست با شمشیر تو اقلام شیران خرگُواز.منوچهری.
( خط بر آب ) خط بر آب. [ خ َ ب َ ] ( ص مرکب ) ناپدیدار. تباه. ( از حاشیه دیوان منوچهری چ دبیرسیاقی ):
هست با خط تو خط چینیان چون خط بر آب
هست با شمشیر تو اقلام شیران خرگُواز.منوچهری.
( خط بر آب ) ناپایدار تباه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من نشنیدم که خط بر آب نویسند آیت خوبی بر آفتاب نویسند
💡 مشک کله بر آتش و شمشاد خط بر آب آیا به سحر یا به تو کل فکنده ای
💡 دیده تا خط ترا بالای لب باد خط بر آب حیوان می کشد