خط ازادی

لغت نامه دهخدا

( خط آزادی ) خط آزادی. [ خ َطْ طِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قباله و چک که مولی در تحریر عبدی دهد. برات آزادی. ( یادداشت بخط مؤلف ). مقابل خط غلامی. ( آنندراج ):
گفت که از دست بند عشق تو جستم
کم خط آزادی از عذاربرآمد.سوزنی.خط آزادی نگیری صائب از بی طاقتی
تا زجان خود چو مرغ نیم بسمل بگذری.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( خط آزادی ) قباله و چک که مولی در تحریر عبدی دهد برات آزادی.

جمله سازی با خط ازادی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز بمی هیچ دل از بند غم آزاد نشد خط آزادی ما جز خط بغداد نشد

💡 گر ببینم روی گل را صبحگاهی در قفس خط آزادی شود هر مد آهی در قفس

💡 معشوق تازه رو خط آزادی غم است در گلشنی که سرو نباشد گذر مکن

💡 می شود فاختگان را خط آزادی سرو در ریاضی که نهال تو خرامان گردد

💡 پس از غلامی ده ساله گشته‌ام راضی به بندگیت به یک سطر خط آزادی

💡 خط برآوردی و عشاق پراکنده شدند این خط سبز تو گویی خط آزادی بود

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز