خسرو ارای
لغت نامه دهخدا
( خسروآرای ) خسروآرای. [ خ ُ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) آرایش دهنده پادشاه. زیب ملوک. لایق شاهان:
چو بشنید بهرام بالای خواست
یکی جامه خسروآرای خواست.فردوسی.فرودآمد از کوه و بالای خواست
یکی جامه خسروآرای خواست.فردوسی.هم آنگاه بهرام بالای خواست
یکی مغفر خسروآرای خواست.فردوسی.
فرهنگ فارسی
( خسرو آرای ) آرایش دهنده پادشاه زیب ملوک
جمله سازی با خسرو ارای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو بشنید بهرام بالای خواست یکی جامهٔ خسرو آرای خواست
💡 هم آنگاه بهرام بالای خواست یکی مغفر خسرو آرای خواست
💡 فرود آمد از کوه و بالای خواست همان جامهٔ خسرو آرای خواست
💡 چو بهرام بشنید بالای خواست یکی جوشن خسرو آرای خواست