لغت نامه دهخدا
خسارت داشتن. [ خ ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) ضرر داشتن. زیان داشتن. کم آوردن حاصل فروش از مبلغ پرداختی برای خرید. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خسارت داشتن. [ خ ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) ضرر داشتن. زیان داشتن. کم آوردن حاصل فروش از مبلغ پرداختی برای خرید. ( یادداشت بخط مؤلف ).
ضرر داشتن زیان داشتن
💡 بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد. پسر را گفت: نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت: ای پدر! فرمان تو راست، نگویم، ولکن خواهم مرا بر فایدهٔ این مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت: تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.
💡 مثلاً عده اى در انتخاب همسر، عناوين مادى و دنيوى را، مانند ثروتمند بودن، يا طايفهمشهور داشتن، و و.... را ملاك انتخاب قرار داده و بعد از مدت كوتاهى با خسارت هاى مهمو غير قابل جبران، روبرو شده اند.