خس و خاش

لغت نامه دهخدا

خس و خاش. [ خ َ س ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) خرده ریزه های پارچه. || شاخه های درخت. ( ناظم الاطباء ). || آشغال. خس و خاشاک.

فرهنگ فارسی

خرده ریزه های پارچه یا شاخه های درخت

جمله سازی با خس و خاش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاصل طول امل جز حسرت و افسوس نیست موج دایم در کمند آرد خس و خاشاک را

💡 آتشی در جگر بلبل اگر هست، چرا این چمن را ز خس و خار نمی پردازد؟

💡 تاب عشق لاله رخساران ندارم بیش ازین روزیی آتش مکن یارب خس و خار مرا

💡 در دامن ساحل چه بود غیر خس و خار یک چند سفر در دل دریای خطر کن

💡 از خس و خاشاک گردد بیش آتش شعله ور چوب گل کی می تواند ساختن عاقل مرا؟

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز