خزینه انبار

مترادف‌ها

انبار، مخزن، ذخیره

لغت نامه دهخدا

خزینه انبار. [ خ َ ن ِ اَم ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه، واقع در هفده هزار و پانصدگزی شمال باختری میاندوآب و نه هزار و پانصدگزی باختر ارابه رو بناب به میاندوآب. جلگه، معتدل، آب آن اززرینه رود، محصول غلات، چغندر، کشمش. شغل اهالی آنجا زراعت، گله داری، صنایع دستی جاجیم بافی، راه مالرو است در دو محل بفاصله یک هزارگز به نام خزینه انبار جدید و قدیم مشهور. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان مرحمت آباد بخش میاندو آب شهرستان مراغه واقع در هفده هزار و پانصد گزی شمال باختری میاندو آب و نه هزار و پانصد گزی باختر ارابه رو بناب میاندو آب.

جمله سازی با خزینه انبار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گرچه از مال وگندمت نه به وجه هم خزینه پراست و هم انبار

💡 به مورد استفاده هر دو حمام از چاهی معروف به «چاه گاو» تأمین می‌شده که در فضایی به نام «گاورو» در غرب حمام قرار داشته. آب از چاه بیرون کشیده می‌شد و به مخزنی در پشت بام انتقال داده و از آن جا به خزینه‌ها و حوضچه‌ها هدایت می‌شد. سیستم گرمایش حمام‌ها شامل تون (آتشدان)، انبار سوخت، تیان (ظرف مخصوص گرم کردن آب) و گودال جمع‌آوری خاکستر بوده که آن‌ها هم غرب حمام قرار داشتند.

💡 در انبار آکنده خوردی نماند همان در خزینه نوردی نماند

💡 مدیر مسئول باید به دقت تمام اقلام موجود در خزینه انبار را بررسی کند تا از بروز هرگونه نقص یا گم شدن کالاهای گران‌قیمت جلوگیری شود.

💡 در طی بازرسی‌های دوره‌ای که توسط تیم حسابرسی انجام شد، مشخص گردید که تمامی اسناد مربوط به خزینه انبار به درستی بایگانی شده‌اند.

💡 برای افزایش امنیت، سیستم‌های نظارتی جدیدی در تمام بخش‌های خزینه انبار نصب شده است تا از ورود افراد غیرمجاز به این قسمت جلوگیری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران