لغت نامه دهخدا
خرک بینی. [ خ َ رَ ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حجاب غضروفی که مابین منخرین بینی است. وَتَره. رجوع به «خرک » شود.
خرک بینی. [ خ َ رَ ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حجاب غضروفی که مابین منخرین بینی است. وَتَره. رجوع به «خرک » شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در روشی که توسط صفیالدین ارموی و پس از او استفاده شده هم با رسیدن به حرف دهم ابجد (ی) که برابر با نت سل کرن میبود، حرف ی به ابتدای ابجدها اضافه میشد و حرف دوم مجدداً بر اساس حروف ابجد افزوده میشد (یا، یب،...). در مجموع هجده نشان (برای هفده نت یک دایره، به اضافه تکرار نت اول در فاصلهٔ یک اکتاو بالاتر) استفاده میشد، لذا این نت آخر «یح» نام میگرفت. پس از «یح» نتهای دیگری نیز تعریف میشد (به ترتیب یط، ک، کا، کب، کج، کد و …) اما این نتها مربوط به دایره نبودند. ابتدای سیم با حرف الف (مخفف «اَنف» به معنی بینی، در اینجا به معنی شیطانک سر دستهٔ ساز)، و انتهای سیم با حرف «م» (مخفف «مشط» به معنی شانه، در اینجا به معنای خرک ساز) نشان داده میشد، و موقعیت تمام پردههای دیگر روی دستهٔ ساز عود، با استفاده از محاسباتی نشانهگذاری میشد، که به این نشانهها «دستان» گفته میشد. عبدالقادر مراغی در جامع الالحان به نقل از صفیالدین ارموی، نحوهٔ محاسبهٔ این دستانها را با تقسیم طول وتر (سیم ساز) به این شکل نقل کردهاست: