لغت نامه دهخدا
خرقه تهی کردن. [ خ ِ ق َ / ق ِ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).این تعبیر بیشتر برای مردن مرشدان استعمال میشود.
خرقه تهی کردن. [ خ ِ ق َ / ق ِ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).این تعبیر بیشتر برای مردن مرشدان استعمال میشود.
مردن این تعبیر بیشتر برای مردن مرشدان استعمال میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باگاوان شری ساتیا سای بابا، میگفت، در سن ۹۶ سالگی خرقه تهی کرده و هشت سال بعد در جسم دیگری در شهر «میسور» دوباره ظهور خواهد کرد. نام این تجسم الهی «پرماسای بابا» و گسترش دهنده عشق و ادامه دهنده راه شیردی سای و ساتیا سای خواهد بود. ساتیا سای در سخنان خود گفتهاست: «بعد از پرما سای، جهان بار دیگر در صلح و آرامش غوطه خواهد خورد.»
💡 گفتم زمان خرقه تهی کردنست، خیز رخت سفر ببند که وقت سفر رسید
💡 الغرض خرقه تهی کرد و بعشق مولا رفت از این منزل پرغم بسوی دار سرور