خرده پز

لغت نامه دهخدا

خرده پز. [ خ ُ دَ / دِ پ َ ] ( نف مرکب )نانوائی که نانهای خود را بتعداد معین پزد و به افراد فروشد. آنکه عمده پز نیست. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نانوائی که نانهای خود را بتعداد معین پزد و بافراد فرو شد.

جمله سازی با خرده پز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انتقادهای بنیادشکنِ غزالی اگرچه پایه‌های کاخِ فلسفه ی سینوی را تکاند، اما موجب شد، تا زلالِ اندیشه در بستری تازه روان شود. خرده‌گیری‌های موشکافانه ی فخر رازی هم دوره ی درخشانِ منطق را در سده‌های ششم و هفتم در پی آورد.

💡 يعنى روايتى كه به گونه حماسى و خطابى و يا به منظور احتجاج وجدال با خصم و يا انگيزه ديگر صادر شده است، در صورت تقطيع، از تجلى و نموداين حالتها برهنه مى گردد.اين كار ممكن است از اين جهت سبب خرده گيرى شود و لذا همينجا در مقدمه توجه مى دهيم كه در اين مجموعه چنين كارى شده است، و مطمئنا هم هيچ نقص وتصحيفى در متن اصلى به وجود نياورده است.

💡 در مجمع البيان گفته: كلمه (همزه ) به معناى كسى است كه بدون جهت بسيار بهديگران طعنه مى زند و عيب جويى و خرده گيريهايى مى كند كه در واقع عيب نيست. واصل ماده (همز) به معناى شكستن است، و كلمه (لمز) نيز به معناى عيب است پس(همزه ) و (لمزه ) هر دو به يك معنا است.

💡 نظر حقوقی بنده در این خصوص این است که تمام بورسیه‌ها غیرقانونی بود. بی‌بروبرگرد تمام ۳ هزار و ۷۰۰ و خرده‌ای بورس، خلاف قانون بوده است.

💡 تا عقل خرده دان نبرد پی به نیستی مشکل که از دهان تو هیچش خبر شود

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز