خرده استخوان
مترادفها
تکه استخوان
لغت نامه دهخدا
خرده استخوان. [ خ ُ دَ / دِ اُ ت ُ خوا / خا ] ( اِ مرکب ) قطعات ریز استخوان. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
قطعات ریز استخوان
جمله سازی با خرده استخوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لارته در انتهای غار استخوانهای پنج انسان را یافت؛ دو زن، یک مرد و یک نوزاد که به نظر میرسید همزمان مرده و با هم دفن شدهاند. علاوه بر آن خردههای استخوان، تزئیناتی برساخته از صدف و دندان حیوانات و ابزارهای سنگی و استخوانی، پراکنده بر کف غار دیده میشد.