خرده باج

مترادف‌ها

رشوه

لغت نامه دهخدا

خرده باج. [ خ ُ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) عوارض متفرقه. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ معین

( ~. ) (اِمر. ) عوارض متفرقه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) عوارض متفرقه.

ویکی واژه

عوارض متفرقه.

جمله سازی با خرده باج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هرکه دارد خرده خود از نواسنجان دریغ همچو گل در هفته ای می ریزد از هم دفترش

💡 خموش باش دلا، جای خرده‌گیری نیست مگو چرا ز فلان بستد و به بهمان داد

💡 این فیلم در ۱۸ ژوئن ۲۰۲۱ در سینماها در ایالات متحده و برای خرده‌فروشی‌های درخواستی و آنلاین پخش شد.

💡 ماه عدنان را بر پسر مرجانه وارد كردند، به حاضران سلام كرد، اما به ابن زياد سلامنكرد. يكى از اوباش كوفه بر حضرت خرده گرفت و گفت:

💡 چو قسمتِ ازلی بی‌حضورِ ما کردند گر اندکی نه به وِفقِ رضاست خرده مگیر

💡 زندگى، جز لذت و عشق و خوشى نيست. و گرچه اغيار ملامت كنند و خرده گيرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران