لغت نامه دهخدا
خرده گناه. [ خ ُ دَ / دِ گ ُ ] ( اِ مرکب ) گناه صغیر. مقابل گناه کبیر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرده گناه. [ خ ُ دَ / دِ گ ُ ] ( اِ مرکب ) گناه صغیر. مقابل گناه کبیر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
گناه صغیره مقابل گناه کبیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلافکاری خردهپا به نام «فرانکلین هاچت» (تاکر) از یک گزارش گر تلویزیونی به نام «جیمزراسل» (شین) کمک میخواهد تا هم بی گناهی خود را به پلیس ثابت کند و هم از تهدیدات یک خلافکار (اسماعیل) در امان بماند…
💡 به غفلت گر ز خاقانی گناهی در وجود آمد به استغفار آن خرده بزرگی عذر خواه اینک
💡 و نيز در همان كتاب از هشام بن سالم، از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه درذيل آيه (و يخافون سوء الحساب ) فرموده: سوء حساب همان مداقه و خرده گيرىاست. و نيز فرمود: معنايش اين است كه گناهان را به حساب بياورد و حسنات را نياورد.