لغت نامه دهخدا
خراطی شدن. [ خ َرْ را ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) عمل خراطی را قبول کردن. صورت خراطی را بخود گرفتن.
خراطی شدن. [ خ َرْ را ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) عمل خراطی را قبول کردن. صورت خراطی را بخود گرفتن.
عمل خراطی را قبول کردن صورت خراطی را بخود گرفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنر خراطی از تراش و شکل بخشیدن به چوب در اثر حرکت دورانی دستگاه خراطی حاصل میشود. سابق بر این دستگاه خراطی مشتمل بر چند ابزار دستی بود که از چوب ساخته و پرداخته میشد در حال حاضر این دستگاه علاوه بر تغییر شکل ظاهریش ازدو بازوی فلزی تشکیل شدهاست که با قرار گرفتن و محکم شدن حجم چوبی میان آنها، وبا چرخش چوب حول یک محور کار و با استفاده از میلههای فلزی (مغار) هر کدام درایجاد فرو رفتگی یا خراشیدگی خاصی استفاده میشوند (بر حجم چوبی، شکل مورد نظر را ایجاد مینمایند.
💡 درخت جَک جزء درختان صنعتی بسیار مهم بهشمار میرود. چوب سخت و محکم آن برای خراطی بسیار مناسب که رنگ و جلا را به خوبی پذیرفته و درخشان میگردد. به راحتی به صورت ورقه قابل جدا شدن است، به همین جهت در روکشسازی ازآن استفاده میشود. برگهای درختان جک به عنوان علوفه برای تغذیه دامها مورد استفاده است. این درخت از انواع درختان نادر در ایران است و در برخی مناطق ممنوع القطع میباشد.