لغت نامه دهخدا
خرتنبلی. [ خ َ تَم ْ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل خرتنبل. عمل تنبل. عمل کاهل. ( یادداشت بخط مؤلف ):
شاعران از هر طرف در نزد تو شعر آورند
من بصدر تو خموش این است از خرتنبلی.سوزنی.
خرتنبلی. [ خ َ تَم ْ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل خرتنبل. عمل تنبل. عمل کاهل. ( یادداشت بخط مؤلف ):
شاعران از هر طرف در نزد تو شعر آورند
من بصدر تو خموش این است از خرتنبلی.سوزنی.
عمل خر تنبل عمل تنبل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دوران حضورش در کالج درطی دو سال ۳ بار از تیم اخراج شد و دلیل آن بی نظمی و تنبلی وی در تمرینات بود. بعد از تمام شدن کالج دو دانشگاه آزوزا پاسیفیک (به انگلیسی: Azusa Pacific University) و دانشگاه پپرداین (به انگلیسی: Pepperdine University) به وی پیشنهاد دادند که دنیس جانسون دومین دانشگاه را برگزید.
💡 در زبان فارسی کسل نیز به کسی که تنبل است، گفته میشود. کسل وامواژهای از زبان عربی در فارسی است که در عربی به معنای تنبلی است.
💡 اتوماسیون که در زمان لافارگ راه زیادی را طی کرده بود، به راحتی میتوانست ساعات کاری را به سه یا چهار ساعت در روز کاهش دهد. این بخش زیادی از روز را برای کارهایی که واقعاً میخواهیم انجام دهیم باقی میماند - وقت گذرانی با دوستان، استراحت، لذت بردن از زندگی، تنبلی.
💡 سوررئالیسم حداقل کمک خواهد کرد در اثبات تجربی مجموع نازایی و تلاشها در اتوماسیون که به بیراهه رفتهاست و منتج به نظام حکومت خودکامه میشود … امروزه تنبلی و کمبود تکنیک به سقف تشنج خود در مفهوم روانشناسی آن در استفاده متداول از کالج رسیدهاست.
💡 نگه داشتن ادرار در مثانه ممکن است به دلیل تنبلی شما باشد و گاهی هم ممکن است وسواس افراد نسبت به توالتهای عمومی باشد. برخی افراد تحت هیچ شرایطی راضی به استفاده از سرویسهای بهداشتی عمومی نمیشوند. کسانی که به مسافرتهای متعدد میروند و از این بابت رنج میکشند در آینده ممکن است به عفونت ادراری مبتلا شوند.