خب شین

لغت نامه دهخدا

خب شین. [ خ َ ] ( اِ فعل ) خب باش، هیچ مگو! خموش ! خاموش ! خاموش باش. خموش شو. صه. ( زمخشری ).

فرهنگ فارسی

خب باش هیچ مگو. خموش

جمله سازی با خب شین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر تو زینی دور باش از شین نفس هر دو با هم راست ناید زین و شین

💡 راستی را چو الف هیچ نداری زین ذوق گر ترا مکنت شین است و ترا ثروت تیست

💡 عشق بی عین است و بی شین است وبی قاف ای پسر عاشق عشق چنین هم از جهانی دیگرست

💡 اگر چه همچو الف در جهان ندارد هیچ شود به دولت او تاجدار همچون شین

💡 به روزگار تو، ده شین بزرگ باد و عزیز ز قدرت و ز قضای مُسبَّب الاسباب

💡 ۲۳ فوریه ۱۴۲۹: روبر دو بُدریکور، ژان را به همراه شش مرد به شهر شینون (Chinon)، فرستاد.

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز