خاک زدن

مترادف‌ها

خاک‌پاشی

متضادها

پاک کردن

لغت نامه دهخدا

خاک زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) جاروب کردن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). دَکس. ( منتهی الارب ).
- برپای خاک زدن؛ کنایه از ذلیل و خوار گردانیدن. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

جاروب کردن.

جمله سازی با خاک زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کریمی با زدن ۳ گل مقابل اسلواکی در مرداد سال ۱۳۸۰، پایه‌گذار اولین برد تاریخ فوتبال ایران در خاک یک کشور اروپایی شد. (ایران ۴ – اسلواکی ۳)‏

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران