خان ابدال مکری

لغت نامه دهخدا

خان ابدال مکری. [ ن ِ اَ م ُ ] ( اِخ )پسر غازی بیک کرد و غازی بیک از اولاد شاهقلی متیلان است. چون علی پاشا از دربار عثمانی به بیگلربیگی تبریزمنصوب شد غازی بیک سر از اطاعت او پیچید و قلعه قارنیاق را که در حدود سلماس بود مستحکم کرد و فرزند خود خان ابدال را بخدمت شاه عباس فرستاد و استمداد نمود. در صفحه 795 عالم آرای عباسی خان ابدال بنام خان امیر مکری آمده است. ( از عالم آرای عباسی چ 2 ص 637 ).

فرهنگ فارسی

پسر غازی بیک کرد و غازی بیک از اولاد شاهقلی متیلان است.

جمله سازی با خان ابدال مکری

💡 چون ابراهیم خان برادر نادر در سال ۱۱۴۰ قمری به مرو لشکر کشید و آن ناحیه را گرفت، محمدکاظم و خانواده‌اش را به مشهد برد. محمدکاظم در مشهد به تحصیل پرداخت. در این دوره ذوالفقار خان ابدالی به مشهد تاخت و ابراهیم خان را شکست داد اما بعد آن جا را رها کرد.

💡 محمود، پسر میرویس، که پس از مرگ پدر و کشتن عمویش رئیس طایفه غلجائی شده بود، در سال ۱۱۲۰ افغانان ابدالی را شکست داد و اسدالله خان، پسر عبداللّه خان ابدالی سردار ایشان را کشت. محمود وانمود کرد که این کار خدمت به دربار ایران بوده‌است. رجال بی‌تدبیر دربار نیز به محمود لقب حسینقلی‌خان دادند و با فرستادن یک قطعه شمشیر مرصّع، به حکومت قندهار منصوبش کردند.

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز