خامشی گزیدن

لغت نامه دهخدا

خامشی گزیدن. [ م ُ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) خامشی برگزیدن. خامشی انتخاب کردن. سکوت کردن. سخن بر لب نیاوردن:
وآن سنگ را ز سنگ یکی مهر برنهاد
شد چند گاه و خامشی و صابری گزید.بشارمرغزی.چو سالار چین زآن نشان نامه دید
برآشفت و پس خامشی برگزید.فردوسی.یکی خامشی برگزین از میان
چو شد کندرو بخت ساسانیان.فردوسی.سخن چون ز گلنار از آنسان شنید
شکیبایی و خامشی برگزید.فردوسی.من خامشی گزیده که با مستان
هر دو یکی است گفته و ناگفته.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

خامشی برگزیدن خامشی انتخاب کردن

جمله سازی با خامشی گزیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نماند کس اندر جهان رامشی نباید گزیدن به جز خامشی

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز