خارش اندام
مترادفها
خارش
لغت نامه دهخدا
خارش اندام. [ رِ ش ِ اَ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گر. حِکَّه. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
گر. حکه
جمله سازی با خارش اندام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به دلیل ماهیت پانسمان ز در حین درمان اندام غیرقابل دسترسی اند و پوست زیر گچ خشک و پوسته پوسته میشود زیرا سلولهای بیرونی پوست دور ریخته نشده شسته یا کنده نمیشوند. همچنین، گچ پاریس میتواند منجر به عوارض پوستی از جمله زخم، عفونت، بثورات، خارش، سوختگی و درماتیت تماسی آلرژیک شود که ممکن است به دلیل وجود فرمالدئید در داخل باندهای گچ باشد. در هوای گرم، عفونت استافیلوکوکی فولیکولهای مو و غدد عرق میتواند منجر به درماتیت شدید و دردناک شود.
💡 آبلهمُرغان (به انگلیسی: Chickenpox)، یک بیماری عفونی خفیف و بسیار واگیردار است. این بیماری که در کودکان شایعتر است، در پی عفونت اولیهٔ ویروس واریسلا زوستر ایجاد میشود. آبلهمرغان منجر به ایجاد بثورات پوستی و تاولهای کوچک و خارشدار شده که در نهایت، پوستهپوسته میشوند. این تاولها معمولاً از قفسه سینه، پشت و صورت آغاز میشوند. سپس به پوست سایر اندامها گسترش مییابند. بثورات و سایر علائم مانند تب، خستگی و سردرد معمولاً پنج تا هفت روز طول میکشد. عوارض این بیماری ممکن است گاهی شامل ابتلا به سینهپهلو، التهاب مغز و عفونتهای پوستی باکتریایی باشد. این بیماری، معمولاً در بزرگسالان، شدیدتر از کودکان است.