لغت نامه دهخدا
حشو بارز. [ ح َ وِ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( در علم استیفا ). رجوع به «حشو» و «بارز» شود. ( نفایس الفنون قسم اول ص 85 ).
حشو بارز. [ ح َ وِ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( در علم استیفا ). رجوع به «حشو» و «بارز» شود. ( نفایس الفنون قسم اول ص 85 ).
💡 فلک در دفتر جودت نبشته حساب مکرمت را حشو و بارز
💡 کان حساب دخلش از من ذلک و منها بکرد وجه خرج جودتو در حشو و در بارز ندید
💡 جریده کرم و دفتر صنایع را کف تو بارز و حشو و فذلک و منها