لغت نامه دهخدا
حسن مخلص. [ ح ُ ن ِ م َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حسن مخالص. ظهیرالدین سمرقندی آرد: و از جمله بلاغت آن است که تخلص نیکوتر بود و چنان بود که شاعر تکلف کند و بیت مخلص نیکوتر و قوی گوید. ( ترجمان البلاغة ص 57 ).
حسن مخلص. [ ح ُ ن ِ م َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حسن مخالص. ظهیرالدین سمرقندی آرد: و از جمله بلاغت آن است که تخلص نیکوتر بود و چنان بود که شاعر تکلف کند و بیت مخلص نیکوتر و قوی گوید. ( ترجمان البلاغة ص 57 ).
حسن مخالص ظهیرالدین سمرقندی آرد: و از جمله بلاغت آنست که تخلص نیکو بود و چنان بود که شاعر تکلف کند و بیت مخلص نیکوتر و قوی گوید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ((60)) يك ماءموريت كاملا محرمانه بشر پسر سليمان كه از فرزندان ابو ايوب انصارى و يكى از شيعيان مخلص و همسايه امام على النقى و امام حسن عسكرى عليه السلام بود مى گويد: روزى كافور، خدمتگزارحضرت على النقى عليه السلام نزد من آمد و گفت: امام تو را به حضورش خواسته است