لغت نامه دهخدا
حسرت کردن. [ ح َ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حسرت کشیدن. حسرت خوردن:
بر حال گذشته ٔما هرگز نکنی حسرت
امید به الطافش آینده همی دارم.خاقانی.
حسرت کردن. [ ح َ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حسرت کشیدن. حسرت خوردن:
بر حال گذشته ٔما هرگز نکنی حسرت
امید به الطافش آینده همی دارم.خاقانی.
حسرت کشیدن حسرت خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارباب دو جهان شدن، به رهایی از ترس از مرگ منجر میشود، که به معنای آزادی برای زندگی کردن است. گاهی به این مرحله "دم را دریافتن" میگویند، جایی که فرد نه حسرت گذشته را میخورد و نه نگران آینده است.
💡 همان دوران که کمکم رقابتهای اروپایی برای تیمها در حال اهمیت پیدا کردن بود افت سیتی آغاز شد و این افت باعث حسرت حضور سیتی که در لیگ از قهرمان اروپا بالاتر قرار گرفته بود در جام باشگاههای اروپا شد.