حساب خرده
مترادفها
حساب جزئی، حساب کوچک
لغت نامه دهخدا
حساب خرده. [ ح ِ خ ُ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) طلب اندک. بدهی اندک و مختصر. || بقیه طلب. || کنایت از کینه و عداوت پیشینه دار.
فرهنگ فارسی
طلب اندک کنایه از کینه و عداوت پیشنه دار
جمله سازی با حساب خرده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عناصر سیستم همان اجزای تشکیلدهنده سیستم هستند. البته بسیاری از عناصر خودشان یک سیستم به حساب میآیند که در این صورت میتوان آنها را «خرده سیستم» به حساب آورد. هنگامی که نتوانیم محتوای یک خرده سیستم را شناسایی کنیم آن را جعبهٔ سیاه مینامیم. عناصر سیستم عبارتند از: