خرده مرده

لغت نامه دهخدا

خرده مرده. [ خ ُ دَ / دِ م ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب، از اتباع ) کنایه از ریزه ریزه و زیروزبرشده باشد.( برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرای ناصری ).

فرهنگ فارسی

کنایه از ریزه ریزه و ریز ریز باشد

جمله سازی با خرده مرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای به خود زنده مرده باید شد چون بزرگان به خرده باید شد

💡 در هوا چون خرده جان شرر رقصان شود گر ز روی شوق خون مرده را تلقین کنند

💡 تو خرده بتا بر گل پژمرده مگیر او مرده توست خرده بر مرده مگیر

💡 روشن آنگه می‌شود کاو خرده گشت هم به صورت هم به معنی مرده گشت

💡 نفس اگر چه زیرکست و خرده‌دان قبله‌اش دنیاست او را مرده دان

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز