حرف فاعل

لغت نامه دهخدا

حرف فاعل. [ ح َ ف ِ ع ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پساوند صفت فاعلی. شمس قیس گوید: کاف و الف و راء است که در اواخر افعال معنی فاعلیت دهد، چنانکه کردگار و آفریدگار و آموزگار ودر اواخر اسماء و صفات معنی نعت دهد، چنانکه سازگارو کامگار و آموختگار و نزدیک بدین معنی یادگار و روزگار. ( المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص 166 ). رجوع به «گار» شود. و نیز در عنوان حرف فاعل و صفت گوید: الفی است که در اواخر اصول، معنی فاعلیت دهد، چنانکه دانا و بینا و شنوا و گویا و در آخر نعوت معنی اتصاف دهد بدان صفت، چنانکه زیبا و شکیبا. ( المعجم ص 154 ).

فرهنگ فارسی

و آن کاف و الف و رائ است که در اواخر افعال معنی فاعلیت دهند

جمله سازی با حرف فاعل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حرف واو در صدر اين جمله، مفيد حالت است و جمله، ممكن است حال براى فاعل (تُخرجون ) يا (فريقاً) يا هر دو باشد(888)؛ در اين صورت، جمله (و إ ن ياءتوكم...) معترضه است (889) و وجه تقديم آن يا تاءخير جمله حاليه، اين است كه در كنار دو جمله (اءفتؤ منون ببعض الكتاب و تكفرون ببعض ) قرار گيرد تا از اين طريق، بطلان افعال متناقض آنان بيشتر ظاهر شود.

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز