لغت نامه دهخدا
حرف در کار کسی کردن. [ ح َ دَ کا رِ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اعتراض کردن. انگشت بر چیزی نهادن. ( مجموعه مترادفات ص 45 ).
حرف در کار کسی کردن. [ ح َ دَ کا رِ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اعتراض کردن. انگشت بر چیزی نهادن. ( مجموعه مترادفات ص 45 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دفتر آداب را در بزم می شیرازه نیست دختر رز حرف در کار فلاطون میکند
💡 مراد از هفت حرف در روايتى كه مى گويند: قرآن بر هفتحرفنازل گشته است
💡 حرف در دستور زبان فارسی در کنار اسم و فعل و صفت و قید و… یکی از انواع کلمات است.
💡 کتاب مغربی چون نسخه کتاب تواست ازو مپرس که این حرف در کتاب چراست
💡 میترسم از فراق بحدی گه گاه حرف در خون تپم اگر شود از هم جدا لبم
💡 در این مثال، روش ترکیب کردن کلید و پیام با استفاده از جمع پیمانهای است. در این روش مقدار عددی هر حرف در پیام و معادل آن در کلید، باهم در پیمانه 26 جمع میشوند. پس مثلا اگر کلید با "XMCKL" آغاز شده باشد و پیام همان "HELLO" باشد، کد گذاری به صورت زیر انجام میشود: