حرب ده
لغت نامه دهخدا
حربده. [ ح َ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اهلمرستان بخش مرکزی شهرستان آمل، در 21هزارگزی شمال باختری آمل و 4هزارگزی خاورشوسه آمل به محمودآباد. دشت است. هوای آن معتدل، مرطوب، مالاریائی است و 175 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه هراز است. محصول آن برنج، کنف، مختصر غلات. شغل مردم زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
جمله سازی با حرب ده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ((نظر النبى الى على، فاطمه، والحسن، والحسينفقال: انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم ))
💡 حمزه از این اتحاد استقبال کرد و در نبردی خونین نیروهای حرب را شکست داد.
💡 شیران حرب را و دلیران رزم را جان عرصهٔ نهیب و روان طعمهٔ نهاب
💡 لشكر معاويه چون آن هيبت و صلابت را ديدند، ديگر كسى جرئت نمى كرد تا به ميدانجنگ بيايد، معاويه غلامى داشت به نام حرب كه سوارى نامدار بود، به او گفت:
💡 با یزید انبازی اندر خون شاهی چون حسین چون تو در حرب از برای شمر جوشن میبری
💡 جز زبان چیزی نگوید پیش او هنگام حرب جز دهان چیزی نجنبد پیش او هنگام بار