حراست کردن

لغت نامه دهخدا

حراست کردن. [ ح ِ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حراست. رجوع به حراست شود: حراست کناد خداوندتعالی ترا و برخوردار گرداناد امیرالمؤمنین را... ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 307 ).
پس مصلحت آن بینم که ملک قناعت را حراست کنی و ترک ریاست گوئی. ( گلستان ).
پادشاهان پاسبانانند خفتن شرط نیست
یا مکن یا چون حراست میکنی بیدار باش.سعدی.

فرهنگ فارسی

حراست

جمله سازی با حراست کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حراست دانشگاه سعی در کنترل و متفرق کردن دانشجویان داشت و اجازهٔ ورود هیچ خبرنگاری به محیط دانشگاه داده نمی‌شد. تنها پس از گذشت ۴ ساعت خیرالدین رئیس دانشگاه سمنان در محل حادثه حاضر گشت که به علت شلوغی و بی نظمی دانشجویان نتوانست سخنرانی خود را تکمیل نماید. کشته شدن این دانشجو در حالی رخ داده‌است که به گفتهٔ همکلاسان این دانشجو درست روز قبل از آن نیز دست یک دانشجوی دختر (خانم حاتمی) در همین کارگاه دچار برق گرفتگی شده بود.

💡 پس انداز یکی از راه‌های سهیم کردن نسل آینده در دارایی‌هایی است که امروز در اختیار است. خانواده در طول حیات خود به دارایی‌هایی دست می‌یابد که خواسته و ناخواسته بخش چشمگیری از آن در آینده به اعضای جوان آن می‌رسد. حفظ و حراست از دارایی و تلاش برای افزودن بر آن از سویی موجب می‌شود تا زندگی جاری با سهولت بیشتری پیش رود و از سوی دیگر آیندگان پشتوانه‌های قویتری داشته باشند.

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز