حبیب کاتب

لغت نامه دهخدا

حبیب کاتب. [ ح َ ب ِ ت ِ ] ( اِخ ) ( مولانا... ) شخصی ادیب لبیب، و در صنعت کتابت شهرت دارد و خویش مولانا فتح اﷲکاتب است و این شعر از اوست:
چو بلبل با غم گل چهره خود شادیی دارم
قدش را بنده ام و ز سرو باغ آزادیی دارم.
رجوع به بهشت هشتم ذیل ترجمه مجالس النفائس ترجمه حکیم شاه قزوینی چ تهران 1320 هَ. ق. ص 394 شود.

فرهنگ فارسی

شخصی ادیب لبیب و در صنعت کتابت شهرت دارد و خویش مولانا فتح الله کانب است

جمله سازی با حبیب کاتب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کاتب به دلیل مهارت زیاد در نویسندگی و داشتن خط زیبا به پیشنهاد محمد سرور اسحاق‌زایی (معلمش) به عضویت دارالانشاء و مجلس تألیف حکومت درآمد. کاتب در سال ۱۳۲۰ قمری (۱۲۸۱ خورشیدی) به دستور حبیب‌الله خان کار نویسندگی را آغاز کرد. در حقیقت حبیب‌الله خان می‌خواست تاریخ افغانستان از احمدشاه درانی الی زمان خودش تحریر شود و جز کاتب کسی دیگری در درالانشا برای اجرای این مهم مناسب واقع نبود؛ بنابراین یکی از دلایل انتخاب وی برای این کار درایت و استعداد شخصی وی در نویسندگی و خوشنویسی می‌باشد.

💡 کتاب مستطاب سراج التواریخ که با نام سراج التواریخ شناخته است، مفصل‌ترین کتاب تاریخ افغانستان است که رویدادهای افغانستان را در قرون ۱۸ و ۱۹ شرح می‌دهد. این کتاب به دستور حبیب‌الله خان و توسط فیض‌محمد کاتب نوشته شده است. بنابر برخی نقل‌ها کتاب سراج التواریخ در چهار جلد و برخی دیگر ادعا دارند که در پنج جلد نوشته شده است. سراج التواریخ با استناد به عهدنامه‌ها، فرامین و اسناد رسمی دولتی و انبوه مدارک در دارالانشاء دربار و آرشیو دولتی به رشته تحریر درآمده و صحت و اعتبار فراوان این اثر باعث شده است که بسیاری از مورخان دیگر از این کتاب به عنوان مرجع در مطالب خود نقل کنند.

ارسن لوپن یعنی چه؟
ارسن لوپن یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز