لغت نامه دهخدا
حاف و راف. [ حاف ْ ف ُ راف ف ] ( ع اِ مرکب، از اتباع ) پرستار. دلسوز. حامی. خادم و امثال آن: ما له حاف و لا راف؛ کس ندارد. بی کس است.
حاف و راف. [ حاف ْ ف ُ راف ف ] ( ع اِ مرکب، از اتباع ) پرستار. دلسوز. حامی. خادم و امثال آن: ما له حاف و لا راف؛ کس ندارد. بی کس است.
از اتباع است پرستار و دلسوز
💡 تا عروضی ز حاف و خرم همی اندر اسباب آرد و اوتاد