حاشا کردن
مترادفها
اعتراض کردن، مخالفت کردن
متضادها
پذیرفتن، قبول کردن
فرهنگ معین
(کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. )انکار کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) انکار کردن منکر شدن کاری را
ویکی واژه
انکار کردن.
جمله سازی با حاشا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن که از دندان ترا بخشید چندین آسیا بی دهن وا کردنی حاشا که نان دارد دریغ
💡 خون دل ما خوردی از لعل لبت پیداست حاشا نتوان کردن انکار چرا داری
💡 سیاستمدار با وجود شواهد و مدارک موجود، همچنان از حاشا کردن مسئولیت اشتباهات گذشته خود خودداری میکرد و سعی داشت افکار عمومی را گمراه کند.
💡 او با حاشا کردن موضوع و تغییر سریع بحث، تلاش کرد تا از درگیر شدن با آن شخص پرخاشگر و ایجاد تنش در جلسه جلوگیری کند.
💡 حاشا کردن حقیقت در برابر چشمهای تیزبین خبرنگاران، برای آن شرکت بزرگ که درگیر بحران مالی بود، عملاً غیرممکن و کاری بیهوده به نظر میرسید.