لغت نامه دهخدا
جلا کار. [ ج ِ ] ( ص مرکب ) جلادهنده و صیقل زننده ( ناظم الاطباء ).
جلا کار. [ ج ِ ] ( ص مرکب ) جلادهنده و صیقل زننده ( ناظم الاطباء ).
جلا دهنده و صیقل زننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنوز تا این غایت، ربض بردسیر مسکون و منازل معمور و سقفها مرفوع و بازارها بر جای و کاروانسرایها برپای بود تا هجوم غزروی نمود، به کلی عمارت ربض برافتاد و رعایا بعضی مردند و بعضی جلای وطن کردند، تا کار به آنجا رسید که کرمان در عموم عدل و شمول امن و دوام خصب و فرط راحت و کثرت نعمت، فردوس اعلی را دوزخ مینهاد و با سغد سمرقند و غوطه دمشق، لاف زیادی میزد، امروز در خرابی، دیار لوط و زمین سبا را سه ضربه نهاد.