لغت نامه دهخدا
جز و بز کردن. [ ج ِزْ زُ ب ِزز ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بزاری خواهش کردن. ( یادداشت مؤلف ).
جز و بز کردن. [ ج ِزْ زُ ب ِزز ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بزاری خواهش کردن. ( یادداشت مؤلف ).
بزاری خواهش کرن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن قاصد است باده که جان است مقصدش جز وی به جان ما که رساند سلام ما
💡 عقل جزوی به نصیحت چه کنم کز پیشم هر چه جز وی بُد و کلّی به تمامت برخاست
💡 نیست جز وی در صف آزادگی دارای صف مال دربازد بجود و مردمی از کلک و کف
💡 بازیهای المپیک زمستانی ۲۰۰۲ در این شهر میزبانی شد، و تیم بسکتبال یوتا جز و نیز تیم فوتبال رئال سالت لیک از این شهر است.
💡 شمار او کنار آرد بگنح بی کنار اندر نگنحد جز وی از فضلش بقانون شمار اندر
💡 پس براى بيان خاصيت ميوه ها از انار كه جز و همين ميوه هاى بهشتى است شروع مى نمائيم.