جز بلاله

لغت نامه دهخدا

جزبلاله. [ ج ِ ب َ ل َ / ل ِ ] ( اِ صوت ) در تداول عامه، بانگ ناگهانی کودک آنگاه که او را رنجی رسانند یا گزنده ای او را بگزد. گریه با آوازی ناگهانی و سخت بلند در اطفال آنگاه که دردی سخت چون گزیدن گزنده ای آنانرا رسد. ( یادداشت مؤلف ). این کلمه با مصادر زدن و بلند شدن و کشیدن ترکیب شود.
- جزبلاله اش بلند شدن؛ ناگاهان فریاد طفل برآمدن هنگامی که جانوری او را بگزد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

در تداول عامه بانگ ناگهانی کودک آنگاه که او را رنجی رسانند یا گزنده او را بگزد. گریه با آوازی ناگهانی و سخت بلند در اطفال آنگاه که دردی سخت چون گزیدن گزنده آنانرا رسد.

جمله سازی با جز بلاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بصحرا بر فشاند لاله و گل بلاله در چکاند لؤلؤ تر

💡 آمدن لاله و گذشتن او کرد لالهٔ رخسار من چو زرد بلاله

💡 از درد تو غنچه را بود تنگدلی داغ تو بلاله داده خون یالائی

💡 وانگاه بلاله زار درتازد کرمک ربزد به غمزه در معبر

💡 همی بخندد نونو بسبزه بر لاله همی بگرید خوش خوش بلاله بر باران

💡 ز آب و رنگ عذارش نسیم صبح مگر بلاله گفت که خاطر شکفت در چمنش

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز