جدل داشتن
مترادفها
مشاجره کردن، بحث کردن، مجادله کردن
متضادها
توافق، همرایی، صلح
لغت نامه دهخدا
جدل داشتن. [ ج َ دَ ت َ ] ( مص مرکب ) خصومت و دشمنی داشتن. ( از آنندراج ) ( بهار عجم ) ( ارمغان آصفی ):
نیست صائب ملک تنگ عافیت جای دو شاه
زین سبب طفلان جدل دارند با دیوانه ها.صائب ( از آنندراج ).دلم بلاله و گل بی رخت جدل دارد
بهار داغم از این عیش بی محل دارد.جلال اسیر ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خصومت داشتن دعوی داشتن مناقبه داشتن.
جمله سازی با جدل داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بازی دوم به دلیل داشتن گرافیک خشونت بار مورد توجه بسیاری قرار گرفت و بسیار مورد بحث و جدل گروههای مختلفی قرار گرفت. «یاهو گیمز» این بازی را جزو لیست ۱۰ بازی بحثبرانگیز تاریخ صنعت گیم نامید. این بازی بخاطر وجود لحن نامناسب و استعارههای شیطانی و مذهبی از سوی سازمانهای مذهبی مورد انتقاد قرار گرفت. همچنین وجود تکنولوژی شبیهسازی واقعی کشتار که باعث وجود ترس تأثیرگذار در بازیباز میشد.
💡 شمشير هم براى اهل جدل و مغالطه كاران است، كه آنان بدون داشتن شايستگى،دنبال متشابهات كتاب خدا مى روند تا فتنه انگيزى كنند. با اين گونه كسان، نخست باملاطفت و نرمى سخن مى رود و با روشى نيكو مجادله مى شود آن گونه كه اصولى را كهنزد آنان مسلم است گرفته و با ميزان و عدالت حق را از آناصول براى آنان استنتاج كنند؛ اگر اين روش در آنان سودمند نيفتاد شمشير كه در آننيرويى سخت نهفته است بر سر آنان آهيخته مى گردد.