لغت نامه دهخدا
جای شمار. [ ی ِ ش ُ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جای حساب. جائی که بکردارمردم رسند. آنجا که بکارها رسیدگی شود:
دگر شارسان در بر کوهسار
سرای درنگست و جای شمار.فردوسی.
جای شمار. [ ی ِ ش ُ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جای حساب. جائی که بکردارمردم رسند. آنجا که بکارها رسیدگی شود:
دگر شارسان در بر کوهسار
سرای درنگست و جای شمار.فردوسی.
جای حساب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوامع دیگر پشتوزبان در هند، تاجیکستان، و شمال شرقی ایران (بیشتر در استان خراسان جنوبی در شرق قاین، نزدیک مرز افغانستان) یافت میشوند. در هند بیشتر مردم پشتون به جای پشتو به زبان هندی صحبت میکنند. شمار کمی پشتوزبان در هند وجود دارد و آنها در راجستان ملقب به شین کهلای و در کلکته ملقب به کابولیوالا («مردم کابل») هستند.
💡 از زبان مادی نیز تنها واژگان انگشت شماری در آثار دیگر زبانها به جای مانده و به طبع بر اساس چند واژه معدود نمیتوان هیچ زبانی را بازمانده زبان مادی دانست.