جای برای کسی
لغت نامه دهخدا
جای برای کسی خالی کردن. [ ب َ ی ِ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تعظیم کردن. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). احترام نمودن از آنکس. ( ناظم الاطباء ). از جای برخاستن به احترام برای تازه وارد تا بدانجا نشیند:
ببزم می پرستان محتسب خوش عزتی دارد
که چون آید بمحفل شیشه خالی میکند جا را.غنی ( از آنندراج ).عجبی نیست ز بیقدری مردم در خاک
که لحد هم نکند بهر کسی جا خالی.ملاطغرا ( از آنندراج ).
جمله سازی با جای برای کسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در متن آذری واژه صحیح " بری" نوشته شده،که به معنی "اینوری" است.ولی در ترجمه فارسی خطای رایج تکرار شده و جای برای " پری " نوشته شده، در حالیکه " بری" هیج ربطی به " پری " ندارد.
💡 تا کند جای برای تو فراخ باغبانِ فَلَکم سخت فشرد
💡 از این دخمه محافظتی به عمل نیامدهاست. بارش باران و عوامل طبیعی مانند رشد گلسنگها به دخمه صدمه زدهاست. همچنین محل دخمه به جای برای نشستن و روشن کردن آتش تبدیل شده که آسیبی جدی به بنا وارد کردهاست.
💡 کبوترخانهها بناهایی هستند که با پهنا و ارتفاع بین هفت تا ۱۵ متر ساخته میشوند و در درون آنها صدها جای برای لانهٔ کبوتران با شکل و ابعاد یکسان ساخته میشود.