لغت نامه دهخدا
جانورداری. [ ن َ / ن ِ /ن ْ وَ ] ( حامص مرکب ) عمل آنکه جانوران نگاهدارد. شغل جانوردار. نگاهداری جانوران: بوقت استخلاص ماوراءالنهر و خراسان به اسم پیشوری و جانورداری جماعتی را بحشر بدان حدود رانده. ( جهانگشای جوینی ).
جانورداری. [ ن َ / ن ِ /ن ْ وَ ] ( حامص مرکب ) عمل آنکه جانوران نگاهدارد. شغل جانوردار. نگاهداری جانوران: بوقت استخلاص ماوراءالنهر و خراسان به اسم پیشوری و جانورداری جماعتی را بحشر بدان حدود رانده. ( جهانگشای جوینی ).
شغل جانوردار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از کارهای معروف او میتوان به بازی در فیلم اگه جرات داری دوستم داشته باش، جانور و پوست گوزن اشاره کرد.
💡 جانور از نطفه تو آری نه کس بخشش وانصاف تو داری وبس