جانشین رسول خدا

«جانشین رسول خدا» به فردی گفته می‌شود که پس از پیامبر اسلام، مسئولیت هدایت دینی، اداره امور مسلمانان و ادامه رسالت او را بر عهده می‌گیرد. این مفهوم در تاریخ اسلام به‌ویژه در بحث امامت و خلافت اهمیت اساسی دارد و از همان آغاز مورد اختلاف دیدگاه‌های مختلف اسلامی قرار گرفته است. بر اساس برخی روایات و تفسیر شیعه، پیامبر اسلام به فرمان الهی، حضرت علی (ع) را در واقعه غدیر خم به عنوان جانشین خود معرفی کرد. این واقعه در سال دهم هجری و پس از حجةالوداع رخ داد، زمانی که پیامبر در مسیر بازگشت از مکه در منطقه غدیر توقف نمود. در آنجا پیامبر در حضور جمع زیادی از مسلمانان خطبه‌ای ایراد کرد و جمله معروف «مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاه» را بیان فرمود. این جمله در تفسیر شیعه به معنای نصب علی (ع) به عنوان ولی، سرپرست و جانشین پیامبر در امر هدایت جامعه اسلامی دانسته می‌شود. در مقابل، برخی از دیدگاه‌های اهل سنت، این واژه را بیشتر به معنای دوستی و محبت تفسیر کرده و آن را نص صریح بر خلافت نمی‌دانند. به همین دلیل، مفهوم «جانشین رسول خدا» یکی از مهم‌ترین مباحث کلامی و تاریخی در میان مسلمانان شده است. این عنوان تنها یک جایگاه سیاسی نیست، بلکه در نگاه دینی، مسئولیت حفظ دین، تفسیر قرآن و هدایت امت را نیز شامل می‌شود. در مجموع، «جانشین رسول خدا» به معنای فردی است که پس از پیامبر، عهده‌دار ادامه هدایت و رهبری جامعه اسلامی بر اساس اختلاف دیدگاه‌های تاریخی و مذهبی می‌باشد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خداوند به پیامبرش دستور داد که برای خود جانشین انتخاب کند که در مسأله جانشین بعد از پیامبر بین شیعه و سنی اختلاف شده است.
ینادیهم یوم الغدیر نبیهم بخم و اسمع بالنبی منادیا فقال له قم یا علی و اننی رضیتک من بعدی اماما و هادیا (حسان بن ثابت)در سال دهم هجری پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) از مدینه حرکت و بمنظور ادای مناسک حج عازم مکه گردید، تعداد مسلمین را که در این سفر همراه پیغمبر بودند مختلف نوشته اند ولی مسلما عده زیادی بالغ بر چند هزار نفر در رکاب پیغمبر بوده و در انجام مراسم این حج که به حجة الوداع مشهور است شرکت داشتند. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) پس از انجام مراسم حج و مراجعت از مکه بسوی مدینه روز هجدهم ذیحجه در سرزمینی بنام غدیر خم توقف فرمودند زیرا امر مهمی از جانب خداوند بحضرتش وحی شده بود که بایستی بعموم مردم آنرا ابلاغ نماید و آن ولایت و خلافت علی (علیه السّلام) بود که بنا بمفاد و مضمون آیه شریفه زیر رسول خدا مامور تبلیغ آن بود:یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس.. ای پیغمبر آنچه را که از جانب پروردگارت بتو نازل شده (بمردم) برسان و اگر (این کار را) نکنی رسالت او را نرسانیده ای و (بیم مدار که) خداوند ترا از (شر) مردم نگه میدارد. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) دستور داد همه حجاج در آنجا اجتماع نمایند و منتظر شدند تا عقب ماندگان برسند و جلو رفتگان نیز باز گردند. مگر چه خبر است؟ هر کسی از دیگری می پرسید چه شده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) ما را در این گرمای طاقت فرسا و در وسط بیابان بی آب و علف نگهداشته و امر به تجمع فرموده است؟ زمین بقدری گرم و سوزان بود که بعضی ها پای خود را بدامن پیچیده و در سایه شترها نشسته بودند. بالاخره انتظار بپایان رسید و پس از اجتماع حجاج رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) دستور داد از جهاز شتران منبری ترتیب دادند و خود بالای آن رفت که در محل مرتفعی بایستد تا همه او را ببینند و صدایش را بشنوند و علی (علیه السّلام) را نیز طرف راست خود نگهداشت و پس از ایراد خطبه و توصیه درباره قرآن و عترت خود فرمود:الست اولی بالمؤمنین من انفسهم؟ قالوا بلی، قال: من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله. آیا من بمؤمنین از خودشان اولی بتصرف نیستم؟ (اشاره به آیه شریفه النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم) عرض کردند بلی، فرمود من مولای هر که هستم این علی هم مولای اوست، خدایا دوست او را وست بدار و دشمنش را دشمن بدار هر که او را نصرت کند کمکش کن و هر که او را وا گذارد خوار و زبونش بدار. و پس از آن دستور فرمود که مسلمین دسته بدسته خدمت آنحضرت که داخل خیمه ای در برابر خیمه پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) نشسته بود رسیده و مقام ولایت و جانشینی رسول خدا را باو تبریک گویند و بعنوان امارت بر او سلام کنند و اول کسی که خدمت علی (علیه السّلام) رسید و باو تبریک گفت عمر بن خطاب بود که عرض کرد: بخ بخ لک یا علی اصبحت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنة. به به ای علی امروز دیگر تو امیر و فرمانروای من و فرمانروای هر مرد مؤمن و زن مؤمنه ای شدی. و بدین ترتیب پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) علی علیه السّلام را بجانشینی خود منصوب نموده و دستور داد که این مطلب را حاضرین بغائبین برسانند.
← قصیده حسان بن ثابت
ولی چون کلمه مولی معانی مختلفه دارد بعضی از آنان در این مورد طفره رفته و گفته اند که در این حدیث مولی بمعنی اولی بتصرف نیست بلکه بمعنی دوست و ناصر است یعنی آنحضرت فرمود من دوست هر کس هستم علی نیز دوست اوست چنانکه ابن صباغ مالکی در فصول المهمه پس از آنکه چند معنی برای کلمه مولی مینویسد می گوید:فیکون معنی الحدیث من کنت ناصره او حمیمه او صدیقه فان علیا یکون کذلک. پس معنی حدیث چنین باشد که هر کسی که من ناصر و خویشاوند و دوست او هستم علی نیز (برای او) چنین است!
← پاسخ به اهل سنت
۱. ↑ مائده/سوره۵، آیه۶۷.
...