جامه ٔ سرخ پوشی
لغت نامه دهخدا
جامه سرخ پوشیدن. [ م َ / م ِ ی ِ س ُ دَ ] ( مص مرکب ) در غضب آمدن. در عهد قدیم ملوک هنگام قهر و غضب جامه سرخ می پوشیدند. ( بهار عجم ):
پرید رنگ من از رو چو گشت جانان سرخ
حذر کنید چو پوشید جامه سلطان سرخ.واعظ قزوینی ( از ارمغان آصفی ).
جمله سازی با جامه ٔ سرخ پوشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سبز پوشید چون خلیفهٔ شام سرخ پوشی گذاشت بر بهرام
💡 در آن داستانهای قدیمی و افسانهای، جامه ٔ سرخ پوشی نمادی از شجاعت و ایستادگی در برابر ظلم بود که قهرمان داستان با آن شناخته میشد.
💡 او با جامه ٔ سرخ پوشی در میان جمعیت سیاهپوش ایستاده بود تا همه متوجه حضور پرقدرت و هیبت او بشوند و هیچکس جرأت مقابله نداشته باشد.
💡 جامه ٔ سرخ پوشی در میان جمعیت تاریک، مانند شعلهای از آتش در دل شب میدرخشید و توجه تمام حاضران را به سمت خود جلب میکرد.