جاروب دیده

لغت نامه دهخدا

جاروب دیده. [ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) صاف و پاک:
نیست خاشاک در سرای دلم
صحن جاروب دیده را مانم.بونصرنصیر بدخشانی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) صاف و پاک تمیز سخن جاروب دیده.

جمله سازی با جاروب دیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خاک روییم از سر کویش به جاروب وفا ور بماند گردکی، از دیده او را نم زنیم

💡 مردمک دیده هر دم از مژه جاروب بر در تو گرد آستانه برآرد

💡 به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان بزن جاروب مژگان را و از دل گرد غم بنشان

💡 زدم از دیده آب و از مژه جاروب راهش را در این درگه ندانم گاه سقا گاه فراشیم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران