جا و جو

لغت نامه دهخدا

جا و جو. [ وَ ] ( اِ مرکب ) از اتباع است. مکان. جای.

فرهنگ فارسی

مکان و جای

جمله سازی با جا و جو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در صدر سوره مباركه طه از رخداد فرو فرستادن قرآن بر پيامبر اكرم ياد مى فرمايدبدون ذكرى از لايه لايه بودن هستى قرآن يا اين كه قرآن بى كداميك از لايه هاى وجودپيامبر نازل شده است لكن در جا و موقع مناسب به هر يك از اين دو حقيقت اشاره مى فرمايد.

💡 بر درش شبها سگان را جا و من محروم ازان وه چه روز است این که دارم سگ به روز من مباد

💡 نه مال داریم نه جا و منزل، نه بهره یابیم ز کشت و حاصل کجا نشیند شراره دل، که دیده ما، پر آب گردید

💡 5. دوستان فقرا؛ آنها كسانى هستند كه فقرا و مساكين را از ياد نمى برند، دايما متوجهآنها و به فكر آنها هستند. در همه جا و در هر شرايط از آنان دفاع مى كنند و زندگىايشان را تاءمين مى نمايند.

💡 من این سرمایه را آوردم این جا و خطا کردم تو باری پند وعبرت گیر چون بر حال من بینی

💡 گردش ماه و خورشيد (يا صحيحتر زمين به دور خورشيد) و منزلگاههائى كه دارند يكتقويم طبيعى را پى ريزى مى كند كه همه جا و براى همه كس روشن وقابل اعتماد است.

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز